زنبوری پلید

آن شنیدستی که زنبوری پلید
آلت یک بینوایی را گزید
مردک از درد وتعب فریادکرد
زان گزیدن آلت وی باد کرد
همسرش چون آلت وی را بدید
از مسرت خشتک خود را درید
پس نوازش کرد آن چیز کلفت
رو به درگاه خدا نالید و گفت:
بار الها از در لطف وکرم
رحمتی کن تا بماند آن ورم

Share It!Share on Google+Tweet about this on TwitterShare on FacebookShare on StumbleUponPin on PinterestShare on LinkedInEmail this to someone

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Human Test-Spam Prevention * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.