weird musical instruments

Share It!Share on Google+Tweet about this on TwitterShare on FacebookShare on StumbleUponPin on PinterestShare on LinkedInEmail this to someone

هزار فامیل

ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﯿﺪ ﭘﺴﺮ ﺧﻤﯿﻨﯽ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻮﺳﯽ ﺻﺪﺭ ﻟﺒﻨﺎﻧﯽ ﻫﺴﺖ؟ !
ﻧﻮﻩ ﺧﻤﯿﻨﯽ ﻋﺮﻭﺱ ﺳﯿﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺖ ﺗﻮ ﻧﺠﻒ؟ !
ﺣﺴﻦ ﺧﻤﯿﻨﯽ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺑﺠﻨﻮﺭﺩﯼ ﻫﺴﺖ ؟ !
ﻻﺭﯾﺠﺎﻧﯽ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﻣﻄﻬﺮﯼ ﻫﺴﺖ ؟ !
ﻣﻄﻬﺮﯼ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺧﺎﻣﻨﻪ ﺍﯼ؟ !
ﺗﺎﺟﺰﺍﺩﻩ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﻣﺤﺘﺸﻤﯽ ﭘﻮﺭ ﻫﺴﺖ؟ !
ﻣﺤﺘﺸﻤﯽ ﭘﻮﺭ ﺑﺎﺟﻨﺎﻕ ﺧﺎﺗﻤﯽ؟ !
ﻫﻤﺴﺮ ﺳﯿﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﺧﺎﺗﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺯﺍﺩﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻮﺳﯽ ﺻﺪﺭ
ﻫﺴﺖ؟ !
ﺧﻮﺍﻫﺮﺯﺍﺩﻩ ﻣﺤﻤﺪ ﺧﺎﺗﻤﯽ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻧﯽ ﻫﺴﺖ؟!
ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﺧﺎﺗﻤﯽ ﻫﻤﺴﺮ ﺯﻫﺮﺍ ﺍﺷﺮﺍﻗﯽ ﻧﻮﻩ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺧﻤﯿﻨﯽ
ﻫﺴﺖ ؟ !
ﻣﻬﺎﺟﺮﺍﻧﯽ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﮐﺪﯾﻮﺭ ﻫﺴﺖ؟ !
ﮐﺪﯾﻮﺭ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﻧﺎﻃﻖ ﻧﻮﺭﻯ ﻫﺴﺖ؟ !
ﻭ ﭘﺴﺮﻫﺎﯼ ﻻﻫﻮﺗﯽ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟ !
ﺭﯼ ﺷﻬﺮﯼ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﻣﺸﮑﯿﻨﯽ ﻫﺴﺖ ؟
ﻭقالیباف شهردار موروثی تهران خواهر زاده همسر رهبر؟
و خاوری مدیرعامل فراری بانک مرکزی داماد حداد عادل؟
و35
ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺘﻮ ﯾﮏ ﻃﺎﯾﻔﻪ ﺑﻪ ﻫﻢ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺩﺍﺭﻩ
ﻣﯿﮑﻨﻪ!؟

Share It!Share on Google+Tweet about this on TwitterShare on FacebookShare on StumbleUponPin on PinterestShare on LinkedInEmail this to someone

دورکاری بابا پوتین

حالا اگه نمایندگان شریف و ولایی مجلس شورای اسلامی از این قوانین وضع کنن صدای همه در می آد
راستی توی ایران دورکاری به اسم احمدی نژاد ثبت شده فکرش رو بکن

منتظر فتواي شرعي ان هستيم
خواهر ان زينب
پیشنهاد شگفت انگیز نماینده دوما برای باردار شدن زنان روس

putin

پیشنهاد شگفت انگیز نماینده دوما برای باردار شدن زنان روس
سایت خبری خبرآنلاین به نقل از سایت آذربایجانی پابلیکا یکی از نمایندگان دومای روسیه پیشنهاد کرده است که زنان روسیه می توانند از رییس جمهور این کشور صاحب فرزند شوند
یکی از نمایندگان دومای روسیه پیشنهاد کرده است که زنان روسیه با استفاده از اسپرم ولادیمیر پوتین رییس جمهورروسیه، از طریق انجام عمل لقاح مصنوعی صاحب فرزند شوند و نسل آینده رهبران نظامی وسیاسی روسیه را تربیت کنند
این پیشنهاد غیرعادی را “یلنا باریسوونا”رییس کمیته امور زنان، کودکان وخانواده مجلس دومای روسیه، هنگام مذاکره پیرامون مسایل مربوط به دموگرافی(جمعیتی) در مجلس مطرح نمود. او اضافه کرد: پیشنهاد من بسیار ساده است. هر زن در روسیه به منظور باردار و صاحب فرزند شدن، از طریق پست، مواد ژنتیکی لازم را دریافت خواهدکرد
این دسته از زنان همچنین تحت نظارت و حمایت ویژه دولت قرارخواهند گرفت و فرزندانی که از آنها متولد خواهند شد، همچون دوره اتحادجماهیرشوروی، در مدارس خصوص تحصیل خواهند کرد و در آینده

Share It!Share on Google+Tweet about this on TwitterShare on FacebookShare on StumbleUponPin on PinterestShare on LinkedInEmail this to someone

اسم کشور ایران و مونث است

امام جمعه قم: علت آنکه اجنبی ها چشمداشت به خاک اسلامی ما دارند، اینست که اسم کشور ‘ایران’ و مونث است، این اسم باعث تحریک اجنبی ها و فکر تجاوز به کشور را بمغز خود راه میدهند، ولی اگر اسم کشورمان ‘قدرت’ و یا ‘ذوالفقار’ بود، فکر تجاوز حتی بخیالشان هم نمیرسید

gom

Share It!Share on Google+Tweet about this on TwitterShare on FacebookShare on StumbleUponPin on PinterestShare on LinkedInEmail this to someone

خدایان تشنه‌اند? Les Dieux ont soif !?

Subject: Fwd: Fw: برنامه دو زبانه رادیو فرانسه روزهای جمعه

Très intéressant mais trop long pour être traduit en anglais mais il en aurait valu la peine
The gods are thirsty!
Very interesting but too long to be translated into English but it would have been worth

acid
نوشتۀ علیرضا مناف زاده
“اگر معنویت آن است که کسانی به این نام بر جان و مال آدمیان چیره شوند؛ خویشتن را نمایندگان خدا بر روی زمین بینگارند و با این عنوان دست به آزار و شکنجۀ دیگران و تجاوز به زنان و دختران بزنند؛ عقیده‌ای جز عقیدۀ خود را برنتابند و باکی از کشتار دگراندیشان نداشته باشند، همان به که جهان از چنین معنویتی تهی باشد.”
“…Mieux vaut que le monde soit vidé d’une « spiritualité » au nom de laquelle on s’empare du pouvoir pour faire régner la terreur, emprisonner et torturer les innocents, violer les femmes, défigurer les filles « mal-voilées » à l’acide et faire disparaître sans crier gare les réfractaires aux restrictions que l’on impose au nom de je ne sais quel Dieu !”
–––––––––––––––––––––––––––––
شنوندگان عزیز، سلام!
Chers Auditeurs, Bonsoir !
جملۀ معروفی را به آندره مالرو نسبت می‌دهند که گویا خود چند بار آن را تکذیب کرده است. آن جمله این است: قرن بیست و یکم یا قرن معنویت خواهد بود و یا اصلاً وجود نخواهد داشت. این جمله را مالرو در جایی ننوشته است، اما کسانی مدعی‌اند که آن را از دهان او شنیده‌اند. حتی می‌گویند که مالرو به جای «قرن معنویت» اصطلاح «قرن دینی» به کار برده است. البته مالرو سخنی کم و بیش با همین مضمون گفته است و شاید آنچه به او نسبت می‌دهند، نقل به معنی سخن اصلی او باشد که در آن وظیفۀ قرن بیست و یکم را بازگرداندن خدایان به جهان دانسته است. بی‌شک، منظور مالرو روی آوردن دوبارۀ مردم به ویژه غربیان به ارزش‌های دینی بوده است نه آن چیزی که امروز در میان مسلمانان می‌بینیم. به عبارت دیگر، قصد مالرو هرگز این نبوده است که دین‌ها وارد میدان سیاست شوند و سیاست پیشگانی به نام دین اختیار جان و مال مردم را در دست بگیرند.
On attribue à André MALRAUX une phrase bien qu’il l’ait démentie plusieurs fois. Cette phrase est celle-ci : « Le siècle prochain sera religieux ou ne sera pas ». Différents témoins dont André FROSSARD, ont affirmé l’avoir entendue de sa bouche. Elle pourrait aussi être une citation non littérale de ce propos authentique : « Je pense que la tâche du prochain siècle, en face de la plus terrible menace qu’ait connue l’humanité, va être d’y réintégrer les dieux». En prononçant ce propos, André MALRAUX n’envisageait certainement pas la réalité déplorable à laquelle nous assistons aujourd’hui dans la plupart des pays musulmans. Il prévoyait probablement une réhabilitation de valeurs morales issues des enseignements religieux et cela plutôt dans les pays occidentaux.
جملۀ منسوب به آندره مالرو را سال‌هاست اسلامگرایان برای توجیه اسلام سیاسی تکرار می‌کنند، هرچند می‌دانند که منظور مالرو چیز دیگری بوده است و اگر او امروز زنده ‌بود، بی‌شک بیزاری‌اش را از همۀ این آزادی‌‌کشی‌ها و زورگویی‌ها ‌و آدم‌کشی‌هایی که اسلامگرایان ریز و درشت به نام دین می‌کنند، آشکار می‌کرد. سخن مالرو هر بازتابی در میان اسلامگرایان داشته باشد، این را به یقین می‌توان گفت که او هرگز آرزومند ظهور جنبش‌های اسلامگرا نبوده است. اما مشکل این است که بازگرداندن خدایان به جامعه‌های غربی نیز به گونه‌ای که مالرو می‌خواست، جامۀ عمل نپوشیده است. درست است که در قیاس با قرن بیستم، گرایش غربیان به ادیان فزونی گرفته است، اما با درآمدن خدایانِ ناآشنا و غریب به سرزمین‌های غربی، به نوعی جنگ خدایان نیز در این سرزمین‌ها آغاز شده است.
André MALRAUX n’était sûrement pas en mesure de prévoir la façon dont les hommes seraient amenés à réintégrer les dieux dans leur quotidien. Il faut admettre que par rapport au siècle dernier, les hommes d’aujourd’hui semblent plus enclins à la spiritualité. Cela montre bien que le propos de MALRAUX émanait d’une constatation qui n’était apparemment pas sans fondement. Mais ce qui est inquiétant à l’heure actuelle est que la réintégration des dieux dans les sociétés, aussi bien occidentales qu’orientales, semble avoir des conséquences hasardeuses voire compromettantes. On voit apparaître non seulement en Orient mais aussi en Occident des guerriers de Dieu qui se mobilisent et se battent pour faire advenir la loi divine, telle qu’elle a été formulée une fois pour toutes dans le Livre saint.
آندره مالرو نمی‌توانست پیش‌بینی کند که مجاهدان خدا برای حاکم کردن شریعت الهی بر جامعه‌ها این چنین به پا خیزند و بی‌دینان یا حتی معتقدان به دین‌های دیگر را دشمن بدارند و سد راه بازگشت خدا به جهان بپندارند. آنگاه چنین بی‌رحمانه کمر به نابودی آنان بربندند. مورخانِ جنگ‌های دینی همانندی‌های زیادی میان رفتار اسلامگرایان امروز و سپاهیان جنگ‌های صلیبی می‌بینند. آنان نیز مانند داعشی‌ها هنگامی که شهری را می‌گشودند، دست به کشتار «ناپاکان» و «شیاطین» می‌زدند. کشتار “سن بارتِلمی” در اوت 1572 در فرانسه, یکی از سیاه‌ترین و دلگدازترین رویداد‌های تاریخ بشر است. دربارۀ شمار قربانیان آن کشتار، به سبب از میان رفتن اسناد، مورخان همرای نیستند. اما پژوهش‌های جدید شمار کشته شدگان را در سراسر فرانسه میان پنج هزار تا سی هزار تخمین می‌زنند. امروز در سوریه و عراق ده‌ها هزار مرد جنگی خویشتن را مجاهد خدا می‌نامند و حاضرند دینداران دیگر را که اغلب مسلمان نیز هستند، از دم تیغ بگذرانند. به گفتۀ یکی از ناظران فرانسوی، با توجه به رحمی‌هایی که تاکنون از داعشی‌ها دیده شده است، دور نیست که شاهد سن بارتِلمی‌های دیگری در آن منطقه باشیم.
Ce que l’on voit actuellement dans le monde, du moins dans de nombreux pays musulmans, est sans aucun doute très éloigné du propos de MALRAUX. Cela étant dit, il semble qu’en formulant ce propos, l’écrivain français a oublié de penser à la guerre des divinités. Les dieux ne se sont jamais supporté les uns les autres. Comment pourrions-nous les réintégrer et les faire cohabiter ? Dans La Tentation de l’Occident, André MALRAUX avait déjà écrit : « Dieu a été détruit. L’homme ne trouve que la mort ». Mais le problème est que la résurrection des dieux ne semble pas épargner l’homme. Lors de la Saint-Barthélemy en 1572, on traçait dans la ville des parcours sanglants pour montrer à Dieu qu’une ville lui revenait. Et bien oui, tous les guerriers de Dieu se ressemblent. Avec la montée de l’organisation de l’État islamique et ses crimes abominables, nous assistons à l’émergence de guerriers de Dieu qui nous préparent des Saint-Barthélemy dans cette région du monde.
در سن بارتِلمی کاتولیک‌ها بودند که پروتستان‌ها را کشتار کردند، اما فراموش نکنیم که سه دهه‌ای پیش از آن، ژان کالونِ پروتستان نیز با برپا کردن حکومتی دینی در ژنو، سالیان دراز ترس و وحشت بر مردم آن شهر حاکم کرد؛ میشل سِروه، کلام‌شناس و پزشک بزرگ اسپانیایی، را در آتش سوزاند و کسان بسیاری را که با معیارها و اصول مکتب او نمی‌اندیشیدند، سر به نیست کرد. امروز شیعیان در شمار قربانیان داعش‌اند. اما مگر جز این است که حکومت شیعی بغداد پس از سقوط صدام با سرکوب سنیان و کوتاه کردن دست آنان از دستگاه حکومتِ عراق به سهم خود سبب‌ساز پدید آمدن داعش شد. حکومت شیعی ایران از همان آغاز، مخالفان سیاسی‌اش را تار و مار کرد؛ هزاران زندانی بی‌دفاع سیاسی را در تابستان 1367 به جوخۀ اعدام سپرد؛ مخالفان سیاسی‌اش را در خارج و داخل کشور به قتل رساند و از آزار و شکنجۀ بهاییان بازنایستاد. روزی نیست که خبر اعدام، تیغ‌کشی و اسیدپاشی بر چهرۀ دختران جوان ایرانی به دست متعصبی شیعی به گوش جهانیان نرسد.
Les donneurs d’ordre et les auteurs du massacre des protestants lors de la Saint-Barthélemy en 1572 étaient de confession catholique, mais il faut avoir à l’esprit que trois décennies avant cet événement tragique, Jean CALVIN, théologien protestant, instaura pour sa part un effroyable gouvernement religieux à Genève dont un des actes les plus abjects fut l’arrestation et la condamnation à mort de Michel SERVET, théologien et médecin espagnol, pour hérésie qui fut brûlé vif au pied de la colline de Champel en octobre 1553.
Le gouvernement de CALVIN extermina tant d’autres dont le délit n’était que de penser autrement que leur dictait CALVIN et ses disciples. Aujourd’hui, l’organisation sunnite de “l’État islamique en Irak et au Levant” [“Dâèch”] traque les chiites partout dans le monde, mais on oublie souvent que le gouvernement chiite en Irak a une lourde responsabilité dans la naissance de cette organisation impitoyable. Car dès son accession au pouvoir après la chute de SADDAM, il n’a pas hésité à chasser par tous les moyens les sunnites de l’appareil d’État et de l’Administration du pays.
اگر معنویت آن است که کسانی به این نام بر جان و مال آدمیان چیره شوند؛ خویشتن را نمایندگان خدا بر روی زمین بینگارند و با این عنوان دست به آزار و شکنجۀ دیگران و تجاوز به زنان و دختران بزنند؛ عقیده‌ای جز عقیدۀ خود را برنتابند و باکی از کشتار دگراندیشان نداشته باشند، همان به که جهان از چنین معنویتی تهی باشد. ایمان امری وجدانی است و معنویت سیر و سلوک فردی است. خدایان را نیازی نیست که کسانی میانجی آنان با بندگانشان باشند. بگذارید خدایان در خلوت خود بیاسایند و از آنان برای ادارۀ امور جامعه‌های انسانی طلب یاری نکنید!
La spiritualité est un cheminement intérieur dont l’accomplissement appartient à chaque individu, de même que la foi est une affaire de conscience individuelle. André MALRAUX avait probablement une telle conception de la spiritualité quand il parlait de la résurrection des dieux. Mieux vaut que le monde soit vidé d’une « spiritualité » au nom de laquelle on s’empare du pouvoir pour faire régner la terreur, emprisonner et torturer les innocents, violer les femmes, défigurer les filles « mal-voilées » à l’acide et faire disparaître sans crier gare les réfractaires aux restrictions que l’on impose au nom de je ne sais quel Dieu !

Share It!Share on Google+Tweet about this on TwitterShare on FacebookShare on StumbleUponPin on PinterestShare on LinkedInEmail this to someone

پرديس ثابتی سرپرستی تحقیقات علمی ویروس ابولا توسط دانشمند ایرانی‌تبار

نشريه نيويورکر در بخشی از گزارش مفصلی که درباره تحقيقات علمی دانشمندان برای مبارزه با ويروس ابولا منتشر کرده است، به فعاليت‌های يک دانشمند آمريکايی ايرانی‌تبار به نام پرديس ثابتی، استاديار زيست‌شناسی در دانشگاه هاروارد در مبارزه با اپيدمی ابولا می‌پردازد که سرپرستی تلاش‌های آمريکا برای خواندن ژنوم انسان و تمام کروموزوم‌های موجود در ويروس ابولا را بر عهده دارد.
وی دختر پرويز ثابتی مقام ارشد امنيتی پيش از انقلاب و معاون سابق سازمان اطلاعات و امنيت کشور (ساواک) در دوره پهلوی است که در سال ۱۹۷۵ ميلادی (۱۳۵۴ خورشيدی) در تهران متولد شد. خانم ثابتی مسئول آزمايشگاهی در دانشگاه هاروارد است، و پژوهش‌های مربوط به ژنوم ويروسی در انستيتوی «براد» وابسته به دانشگاه‌های ام.آی.تی و هاروارد را سرپرستی می‌کند.
ژنوم انسان ماده ژنتيکی است که حاوی دستورالعمل‌های ارثی برای ساخت، پيشبرد و نگهداری او را داراست و از
مولکول‌های دی‌ان‌ای متمايز از يکديگر، به نام کروموزوم تشکيل شده است
پرديس در خواندن و تجزيه و تحليل ژنوم‌‌های اندام موجودات زنده متفاوت، بويژه در مطالعات مربوط به سير تکامل ويروس – شيوه‌ای که ويروس‌ها در گذر زمان برای تطبيق دادن خود با محيط، تغيير می‌کنند – تخصص دارد.
خانم ثابتی و گروهش در طول تابستان به خواندن ژنوم‌های ابولا ادامه دادند، و نتيجه مطالعات آنها در وبسايت مرکز ملی برای اطلاعات فناوری زيستی منتشر شد، تا دانشمندان در هر کجای اين دنيا بتوانند آنها را بی‌درنگ مشاهده و بررسی کنند.
سپس، در اواخر ماه اوت (اوايل شهريور ماه) مقاله‌ای در مجله معتبر «ساينس» (علوم) منتشر می‌کنند که در آن نتايج تحقيقات خود را به تفصيل شرح می‌دهند. خانم ثابتی در اين زمينه می‌گويد «اين کار نشان می‌دهد که شما می‌توانيد ابولا را به موقع تجزيه و تحليل کنيد. اين ويروس تنها نيست. حالا ما وارد آنچه که ويروس انجام می‌دهد شده‌ايم، و اکنون می‌توانيم در هر لحظه تشخيص دهيم در حال مبارزه با چه چيزی هستيم.»
خانم ثابتی و تيم او اينک راهی پيدا کرده‌اند که ويروس ابولا را، در حالی که تغيير می‌کند، مشاهده کنند. حالا آنها دشمن خود را می‌بينند؛ معنايش اين است که ويروس ابولا در حالی که تغيير می‌کند، می‌تواند به سرعت دگرگون شود، و دانشمندان همچنين ممکن است بتوانند شاهد جهش آن در جهات خطرناک باشند.
———————————————-
منبع صدای آمریکا

Share It!Share on Google+Tweet about this on TwitterShare on FacebookShare on StumbleUponPin on PinterestShare on LinkedInEmail this to someone

جمله سنگین

chopan

Share It!Share on Google+Tweet about this on TwitterShare on FacebookShare on StumbleUponPin on PinterestShare on LinkedInEmail this to someone

پيام


مرد راننده ای بیابانی بین ابیانه و حسین آباد
سر در قهوه خانه ای ناگاه چشم او بر نوشته ای افتاد
«هر که در این مکان غذا بخورد
به امان خدا رود آزاد 
سی چهل سال 
بعد پولش را نوه هایش به ما کنند ایفاد
مرد با دیدن چنین جمله زد بغل
رفت تو خوش و سرشاد
قیمه و قورمه و کباب و چلو ماست و نوشابه
سبزی و سالاد همه را خورد
و آرغی هم زد مست و شنگول 
از چنین رخداد
تا که برخاست موقع رفتن
صاحب رستوران جلوش ایستاد
بعد صورتحساب میزش را
مهر و امضا شده به دستش داد
مرد راننده آمپرش بالا رفت
و پرخاش کرد با فریاد
این یقینن کلاه برداری است
مردک حقه باز، ای شیاد
از چه این جا نوشته پول غذا 
بعد سی سال گردن اولاد؟ 
صاحب قهوه خانه گفت:
عزیز بی خود و بی جهت نگیر ایراد 
این حساب پدر بزرگ شماست 
که برای شما به جای نهاد
ای جوانان و کودکان عزیز
بشنوید این نصیحت از استاد
که اگر زرت جمله قمصور است 
همه تان بد بیارِ مادر زاد
نیمی افسرده اید و پژمرده
نیم دیگر به گند و گه معتاد
این طرف فقر هست و بیکاری
آن طرف چوب هست و استبداد
اختلاس و چپاول و دزدی هر کجا 
هر طرف کند بیداد
با اسید و چماق و چوب شوید 
در خیابان و کوچه ها ارشاد
تو مپندار مشکل از خود توست 
یا تو تقصیر کاری از بنیاد 
همه این ها هزینه‌ی رأیی ست 
که زمانی پدر بزرگت داد
با چنین شعر و معرها هالو 
سر تو بر تن تو مانده زیاد 
محمدرضا عالی پیام (هالو)
Share It!Share on Google+Tweet about this on TwitterShare on FacebookShare on StumbleUponPin on PinterestShare on LinkedInEmail this to someone

هرملین و خیام…….Eric Hermelin …..ایرانی‌ تر از ایرانی

تنها کسی‌ که در دنیا، نیمی از زندگی‌ و تمامی ثروتش را در جهت انتشار و ترجمه آثار ادبی‌ ایران، سرمایه گذاری کرده و به خاطر این کار مجبور به تحمل، تنهایی، طرد از اجتماع و خانواده و پذیرش القابی مانند الکلی، خود آزار و دیوانه شده است، یک نفر سوئدی است و چرا همه اینها را تحمل کرده است؟؟،….. بله، عشق به عرفان ایرانی.

اریک اکسل هرملین ( ۲۲، ژوئن، ۱۸۶۰ – ۸، نوامبر، ۱۹۴۴ )

hermelin

اریک هرملین، نویسنده و سیاستمدار سوئدی بود که در ۱۴۰ سال پیش در جنوب سوئد در یک خانواه ثروتمند و اشرافی، به دنیا آمد.

هرملین در دوران جوانیش به هند سفر کرد و مدتی‌ را در آنجا گذراند و در آنجا با یک ایرانی‌ آشنا شد که بعد‌ها به او زبان پارسی را آموخت.

در آن دوران زبان پارسی، زبان رسمی‌ کشور هندستان بود، و بعد‌ها انگلیسیها زبان پارسی‌ را در هندستان ممنوع کردند و زبان هر کسی‌ که به زبان پارسی‌ حرف میزد را میبریدند. و اگر انگلیس این دشمن قسم خورده، روانی‌ و بی‌شرم، این کار را در حدود ۱۰۰ سال پیش نکرده بود، امروز زبان پارسی، زبان مادری حداقل ۱،۵ میلیارد آدم در دنیا بود.
ولی‌ در آن زمان هنوز زبان پارسی‌، زبان رسمی‌ هندستان بود. و هرملین پس از فرا گیری زبان پارسی‌ و پس از بازگشت به سوئد به ترجمه آثار پارسی‌ به سوئدی مشغول شد و حدود ۱۰ هزار صفحه از ادبیات پارسی‌ را به سوئدی برگرداند. که از این میان میتوان از بوستان و گلستان سعدی، گلشن راز شبستری، رباعیات خیام، آثار سنائی و واعظ کاشفی، پند نامه و منطق الطیر، تذکرة‌الاولیا از عطّار، مثنوی از مولانا، برگزیده هایی از شاهنامه، اسکندر نامه نظامی و کلیله و دمنه را میتوان نام برد.

ابتدا هرملین علاقه عجیبی‌ به خیام پیدا کرد و بر اثر تاثیری که از خیام گرفت، زندگی‌ عارفانه‌ای را در پیش گرفت. و چون این روش زندگی‌ برای یک فرد اشرفی در سوئد عجیب به نظر می‌رسید، وی را به عنوان بیمار روانی‌، مدتی‌ تحت مداوا قرار دادند ولی‌ او همچنان به وارستگی و دوری از تجملات ادامه داد و به دهکده‌ای در سوئد رفته و در آنجا ۴۰ سال آخر عمر خویش را تمام وقت صرف ترجمه ادبیات پارسی‌ به سوئدی کرد.

هرملین آنچنان شیفتهٔ ادبیات ایران بود که در اروپا به عنوان، برجسته‌ترین نماینده ادبیات ایران شناخته میشد. سفیر ایران در استکهلم در آن زمان از هرملین قدردانی‌ کرد و مدال خورشید به او اهدا کرد.

هرملین در اواخر عمر، با جانی شیفته با مولانا همدم شد، و بدون دیوان اشعار مولانا در هیچ جا ظاهر نمی‌شد و تمامی تلاشش این بود که انسان اروپایی را با پیام و عرفان مولانا آشنا سازد. وی به قدری تحت تاثیر ادبیات ایران قرار گرفته بود که تمامی آثار ترجمه شده ایرانی‌ را با سرمایه شخصی‌ خودش چاپ و منتشر کرد و تمامی ثروت خانوادگیش و نیمی از زندگانیش را در این راه گذاشت، و همین کارش باعث شد که دشمنان زیادی در بین دشمنان ایران پیدا کند و به او تهمت‌هایی از قبیل دیوانه، خود آزار و الکلی بزنند. ولی‌ در انتها، سبک زندگی‌ که برای خودش انتخاب کرده بود، الگوی بسیاری از اندیشمندان و نویسندگان غربی قرار گرفت و به خاطر این انسان بزرگ و شریف است که آثار ادبی‌ ایران از سوئدی به دیگر زبانهای اروپایی ترجمه، و مورد تحسین و تقدیر قرار گرفته شده است، چرا که آثار پارسی که به وسیله وی به سوئدی ترجمه شده، از بی‌ نقص‌ترین و معتبر ترین، آثار ترجمه شده دنیا محسوب می شود.

hermelin1

نام و یادش گرامی‌ و جاوید باد. به امید روزی که به یک حکومت ایرانی‌ در ایران برسیم تا آنچنان که شایستهٔ این مرد بزرگ است، از او، قدردانی‌ شود.

Share It!Share on Google+Tweet about this on TwitterShare on FacebookShare on StumbleUponPin on PinterestShare on LinkedInEmail this to someone

انگلیسی ها گفتند

انگلیسی ها گفتند چرا ما برویم زبان دیگران را یاد بگیریم تا بفهمیم چه می گویند، کاری می‌کنیم که آنها زبان خودشان را فراموش کنند و به زبان ما حرف بزنند و تازه به این کار افتخار هم بکنند

(ستاره و دریای قصّهٔ‌ها از
سلمان رشدی)

Share It!Share on Google+Tweet about this on TwitterShare on FacebookShare on StumbleUponPin on PinterestShare on LinkedInEmail this to someone