فیلترشکنی نیاز نیست

دیگر به هیچ وی پی انی ( VPN ) و فیلترشکنی نیاز نیست
دوستان عزیز از این پس می توانید با انجام تغییراتی ساده در مرور گر گوگل کروم بدون نیاز به فیلتر شکن و با سرعت بالا به فیس بوک و سایر برنامه های فیلتر شده دسترسی پیدا کنید.

گوگل کُروم برنامه ای را روی گوگل در نظر گرفته تا هر کاربری بتواند به سایت های فیلتر شده بی هیچ خطری وارد شود. تمام اطلاعات با این امکان بصورت رمز شده رد و بدل می شود و کاملا فضای امنی را برای شما مهیا می کند. برای نصب این امکان روی گوگل کروم به ترتیب این عملیات را انجام دهید :
1- گوگل کروم را باز کنید و سمت راست بالای صفحه، روی سه خط موازی افقی برای تنظیمات کلیک کنید. یک منو باز می شود.
2- در آن منو ( Settings ) را کلیک کنید . منوی جدیدی در کل صفحه باز می شود.
3- بالا سمت چپ، روی ( Extensions ) کلیک کنید. منوی دیگری باز می شود .
4- در انتهای منو ( Get more Extensions ) را کلیک کنید، یک منوی دیگر باز می شود. بالا سمت چپ کلمه ( browsec ) را تایپ کنید و کلید ( enter ) را فشار دهید
5- بلافاصله سه برنامه برای شما پیدا می کند
6- برنامهء اولی از آن بالا را بنام ( Browsec ) که سمت راست آن نوشته ( Free ) را با فشاردادن ( Free ) نصب کنید
7- وقتی نصب شد از این به بعد بالای صفحه گوگل کروم شما (سمت راست) آیکون ( browsec ) دیده می شود. که با این آیکون میتوان این برنامه را فعال و غیرفعال کرد.
8- حالا به هر سایتی که می خواهید بروید و از سرعت اینترنت حظ ببرید.
9- حالا هی بگید مرگ بر امریکا

اون کدوم قسمت از بدنه که وقتی تحریک میشه سایزش ۱۵ برابر میشه

استاد از دختر پرسید اون کدوم قسمت از بدنه که وقتی تحریک میشه سایزش ۱۵ برابر میشه….
دختر از خجالت سرش انداخت پایین…..
یه پسری از اون ته جواب داد قرنیه چشمه…
استاد گفت درسته و شما خانم دوتا صفر میگیری..
دختره گفت چرا دوتا….
گفت یکیش به خاطر اینکه درس نخوندی و یکی به خاطر اینکه فکرت منحرفه….
دوباره همون پسر گفت یه صفر دیگه هم بهش بدین..
گفت چرا.؟ …
گفت واسه اینکه توقعش زیاده……۱۵ برابر

وقتی میری خونه خدا بایدکلی پول خرج کنی

وقتی میری مهمانی خدا هیچی نبایدبخوری! 
وقتی میری خونه خدا بایدکلی پول خرج کنی!
 وقتی هم میخای بری پیش خدا بایدبمیری!

حالا چه اصراریه با خدا رفت و آمد کنیم؟

پاشو سحره

به بابام میگم پاشو سحره !
.
.
.
.

ء
ء
ء
ء
ء
ء
ء
ء
ء
میگه باشه بهش بگو بعدا زنگ میزنم !

آیا راضی هستی

خداوند موجودی قوی خلق کرد و نام او را مرد گذاشت…
از او پرسید: آیا راضی هستی…؟؟

مرد گفت: نه

خداوند پرسید: چه می خواهی؟

او گفت

آینه ای می خوام که در آن بزرگی خود را ببینم… تکیه گاهی می خوام که در هنگام خستگی و آزردگی بر آن تکیه زنم و آرامش پیدا کنم… کسی که همدم لحظات تنهایی ام باشد… نقابی می خوام که در هنگام ضرورت پشت آن مخفی شوم… کسی که زیبایی اش چشمم را نوازش دهد… اندیشه ای می خوام که در آن غوطه ور گردم… و چراغی که با آن هدایت و راهنمایی شوم

و اینجا بود که خداوند گفت این خیلی زر میزنه
یه موجودی بسازم دهنشو سرویس کنه

خودکار آبی

شنیدم در زمان خسرو پرویز
گرفتند آدمی را توی تبریز

به جرم نقض قانون اساسی
و بعض گفتمان های سیاسی

ولی آن مرد دور اندیش، از پیش
قراری را نهاده با زن خویش

که از زندان اگر آمد زمانی
به نام من پیامی یا نشانی

اگر خودکار آبی بود متنش
بدان باشد درست و بی غل و غش

اگر با رنگ قرمز بود خودکار
بدان باشد تمام از روی اجبار

تمامش اعتراف زور زوری ست
سراپایش دروغ و یاوه گویی ست

گذشت و روزی آمد نامه از مرد
گرفت آن نامه را بانوی پر درد

گشود و دید با خودکار آبی
نوشته شوی با خط کتابی

عزیزم، عشق من ، حالت چطور است؟
بگو بی بنده احوالت چطور است؟

اگر از ما بپرسی، خوب بشنو
ملالی نیست غیر از دوری تو

من این جا راحتم، کیفور کیفور
بساط عیش و عشرت جور وا جور

در این جا سینما و باشگاه است
غذا، آجیل، میوه رو به راه است

کتک با چوب یا شلاق و باطوم
تماما شایعاتی هست موهوم

هر آن کس گوید این جا چوب دار است
بدان این هم دروغی شاخدار است

در این جا استرس جایی ندارد
درفش و داغ معنایی ندارد

کجا تفتیش های اعتقادی ست؟
کجا سلول های انفرادی ست؟

همه این جا رفیق و دوست هستیم
چو گردو داخل یک پوست هستیم

در این جا بازجو اصلن نداریم
شکنجه یا کتک عمرن نداریم

به جای آن اتاق فکر داریم
روش های بدیع و بکر داریم

عزیزم، حال من خوب است این جا
گذشت عمر، مطلوب است این جا

کسی را هیچ کاری با کسی نیست
نشانی از غم و دلواپسی نیست

همه چیزش تمامن بیست این جا
فقط خود کار قرمز نیست این
جا

کلیه برای فروش

kolie

دست خودت نيست

جاكشي چیست؟!
.
.
.
….
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جاكشي جعبه كوچكيست در باجه هاي بانك ها كه براي نگهداري كش هاي دور اسكناسها به كار ميرد….
دست خودت نيست ..فكرت خرابه!!
قیافشو…..آف شو نبینمت :)))
والا به آدمین میگما
خود دانید
Like

Iran’s Agony in Syria – Captured document reveals infighting, manpower shortage

sardarRecent attacks and counter-attacks in the long-running Syrian civil warhave claimed the lives of several top fighters and commanders on the side of the government regime—at least two of them Iranians.

And the death of one Iranian officer in particular has resulted in a major intelligence coup for rebel forces. They found among the officer’s possessions notes detailing the regime’s command and manpower problems.

Gen. Abdullah Eskandari was the former head of veterans’ and martyrs’ affairs in city of Shiraz in Iran. He was apparently part of Tehran’s secretive force fighting in Syria on behalf of embattled president Bashar Al Assad.

Some time in late May, a sniper reportedly shot and killed Eskandari near Damascus. Rebels decapitated the general’s body and put his head on a spike in order to pose with it in photos.

Not long after, the opposition published the contents of a notepad they claimed they found in Eskandari’s kit. The pad doesn’t mention that its contents are classified, nor does it carry an official seal. However unofficial, the notes seem to confirm the infighting and manpower shortages the observers have long suspected of plaguing the Syrian regime and its Iranian backers.

The first page of the notepad describes the four major Syrian intelligence—Political Intelligence, Military Intelligence, Air Force Intelligence and Government Intelligence. All four are independent … and all four report directly to Al Assad. According to Eskandari’s notes, competition is fierce between the agencies.

The pad’s second page pays special attention to Hama province in north-central Syria. It states that 13,000 rebels are active in the five districts. The regime can muster only a few thousand paramilitary soldiers and a small army contingent to contest the province. The paramilitary National Defense Force in Hama includes five brigades of 1,000 men each, according to the notes.

Iran’s Revolutionary Guard Corps directly organized one of the brigades, Eskandari reveals. “For 10 months after we started here, we didn’t have any real power, but now they [the Syrian regime forces] are paying attention to us,” the general writes.

The header on the third page reads, “Syrian army dissipation and disintegration!” The general recommends that paramilitaries should replace the regime’s 33rd Infantry Division in manning checkpoints—and that the 87th and 35th Divisions have left Dara’a, near the border with Jordan.



Manpower is so short that Eskandari recommends reducing the number of fighters at each regime checkpoint. In particular, the general’s notes describe loyalist forces in Dara’a as fragile. He suggests that regime troops should go on the offensive rather than remaining in static positions, where rebels can easily target them. “In this state, as time passes the defenders would be weakened—and no army can endure such a situation,” Eskandari warns.

The fourth and last page suggests several measures for defeating the rebels. It recommends line-breaker units to crack open opposition defenses. These line-breakers should come from Iran, Eskandari advises. After the line-breakers clear a rebel area, Syrian troops could come in behind them and set up new positions.

The general’s last and most interesting recommendation is how to counter the rebels’ anti-tank guided missiles. The briefing recommends fast-moving troops sweep ahead of the armored vehicles to suppress missile teams.

This tactic has worked before. During the Iranian-led regime offensive in the Qalamun Mountains norther of Damascus, Hezbollah formed pioneer groups riding on motorcycles and lightly armored all-terrain vehicles. The pioneers advanced under artillery and tank fire, which suppressed rebel snipers and machine guns.

The pioneers got close to rebel lines … and stayed there. Their fire kept the rebel missile teams from moving into positions—and that allowed Syrian tanks to safely advance. The regime succeeded in pushing the rebels out of the mountains.

But the same tactic didn’t work in Dara’a. The pioneers—apparently Syrians this time—weren’t able to sustain close combat and often retreated before heavy armor could arrive. The open terrain didn’t help, as it exposed the pioneers and the tanks to heavy fire. Loyalist forces lost at least 15 armored fighting vehicles to rebels during the recent operation in Dara’a.

Eskandari’s notes reveal significant weaknesses inside the Syrian-Iranian-Hezbollah alliance. Despite Iranian officials having bragged about forming 37 brigades to aid the Syrian regime, manpower remains a big problem. Damascus’ forces are unreliable. And there aren’t enough Iranian and Hezbollah troops to prop up the Syrians.

At least not forever. Read more at http://www.liveleak.com/view?i=1ba_1404739587#AipmlXFD6ipgAd5Y.99

درمان سرطان پروستات – سخنرانی حسین روازاده در مسجد حجت بن الحسن تهران

زمانیکه بنده در بیمارستان میلان شاغل بودم، یک بیماری رو آورده بودند به بخش ما که مشکوک به سرطان پروستات بود. داشتند ایشون رو می بردند اتاق عمل که بنده به پزشک معالج بیمار گفتم دست نگه داره و اصلاً نیازی به جراحی نیست. به همه گفتم صبر کنید تا من بیام.

بنده بخاطر تربیت اسلامی ای که دیده بودم و آشنایی که با طب سنتی خودمون داشتم، پاشدم رفتم سریع وضو گرفتم، و به اندازه یک بند انگشت تربت کربلا گذاشتم روی انگشت اشاره ام و مقعد بیمار رو معاینه کردم. دیدم کوچکترین اثری از غده یا برجستگی دیده نمیشه. انگشت اشاره ام رو درآوردم و اینبار انگشت شصتم رو فرو کردم و باز هم چیزی رو تشخیص ندادم. یک نگاهی به بالا کردم و تو دلم با بغض گفتم یا سیدالشهدا، بنده خودت رو در میلان هم شفا دادی؟! (گریه حضار)

به پزشک طرف گفتم ایشون سالم هستند. یارو برگشت گفت غیر ممکنه! خودش دستکش دستش کرد و بیمار رو معاینه کرد و دید بله، حق با بنده است. خیلی این واقعه در انجمن های پزشکی ایتالیا سر و صدا کرد. حالا بیشتر بخاطر وضو بود یا تربت آقا اباعبدالله، نمی دونم! اما بیست سال بعد از اون ماجرا، هنوز که هنوزه رئیس بیمارستان میلان برام ایمیل میزنه که حسین آقا! یک محموله خاک کربلا بفرست.
برید تحقیق کنید، تا ببینید بیمارستان میلان تنها بیمارستانی در کل اروپا است که فوتی پروستاتی ندارند. هنوز خیلی مانده تا علم روز پی به خاصیتها و شفا بخشی طب سنتی ما ببره. همین درمان رو بنده در بیمارستان دی تهران مطرح کردم که آقایان علاقه ای نشون نداند و الآن نتیجه اش رو داریم می بینیم.
=============
جلسه پرسش و پاسخ:
یکی از حضار: آقای دکتر اگه خاک کربلا دم دست نداشتیم چیکار کنیم؟
اگر تربت کربلا نداشتید، دو بند انگشت از خاک امام رضا بذارید، با تقریب بسیار خوبی همان اثر رو داره”

سخنرانی حسین روازاده در مسجد حجت بن الحسن تهران – دی ماه 1391