طلب دلیل برای وحی ملفوظ

گفتاری در باب وحی-قسمت اول
اشاره: این متن در بیش از دو سال پیش به مناسبتی نگاشته شده اما انتشار نیافته است. اکنون که آن را با ویرایش جدید و با افزیش برخی توضیحات ضروری منتشر می کنم، برای سهولت در خواندن در سه قسمت تقدیم به علاقه مندان این مبحث می گردد. قسمت نخست در بارة دلیل خواهی برخی برای اثبات و مدلل کردن دعوی «وحی ملفوظ» است، و قسمت دوم، در بارة امکان یا امتناع سخن گفتن خداوند است و در قسمت سوم به چرایی و انگیزه دعوی «وحی غیر ملفوظ (=قرآن محمدی) در سالیان اخیر اشاره دارد.

***
مقدمه

گرچه نظریه «وحی غیر ملفوظ»[1] در سالیان اخیر در جهان اسلام و در ایران مطرح شده اما تبار و ریشه و سابقه تاریخی آن به سده های سوم و چهارم هجری باز می گردد. به دلیل اهمیت این نظریه و پیامدهای نظری و عملی آن در اندیشه و عقاید و زندگی مسلمانان و طرح این موضوع بنیادین با محتوا و زبان و تحلیل و استدلالهای فلسفی و عرفانی و زبان شناسانه جدید، طرح و انتشار آن با واکنش ها و پیامدهای مختلفی مواجه شده و پیرامون آن در محافل مختلف فکری مسلمانان سنتی و یا نوگرا معرکه ای از آرا پدید آمده است. این مبحث اساسی هنوز در آغاز راه است و برای طرح مباحث پیچیده الهیاتی و فلسفی و کلامی و فقهی و عرفانی ظرفیت و استعداد گسترده و شگرفی دارد. من در گذشته در مقام نقد نظریه وحی غیر ملفوظ چند مقاله مبسوط منتشر کرده ام[2] و چند نوشته کنونی کوتاه نیز می تواند در طول همان نوشته های پیشین خوانده شود

Continue reading