سلطه گري را گفتند: چه خوري؟

گفت: گوشت ملت! 


گفتند: چه نوشي؟

گفت: خون ملت!

گفتند: چه پوشي؟

گفت: پوست ملت!

گفتند: اينها را از چه راهي به دست مي آوري؟

گفت: از جهل ملت

گفتند: از جهل چگونه نگهداري و مراقبت مي كني؟

گفت: در جعبه طلائي تقدس!

گفتند: و چيست محافظ آن جعبه ؟!

گفت: خرافات


اين عكس چندی پیش در يكي از خيابانهاي اصلي شهر اراك گرفته شده است.امامزاده اي سيار. ضريح امامزاده اي كه به داخل خيابانها آمده تا مردمي هم كه وقت رفتن به امامزاده را ندارند “حاجاتشان برآورده شود.”

و افرادي كه دوان دوان به سوي ضريح مي آمدند و دستي بر آن مي كشيدند و پولي داخل آن مي ريختند. مردي هم كه گويا رابط ميان مردم و امامزاده بود با ميكروفوني به دست مردم را به سوي امامزاده فرا ميخواند.ديگري هم پارچه هاي سبزي به مردم ميداد تا بتوانند دخيل ببندند
حالا که به خاطر غم نان مردم وقت ندارن به امامزاده سر بزنن ، امام زاده راه افتاده و به مردم سرکشی میکنه!!