گـزارشـي تـکـانـدهـنـده از بـردگـان ايـراني (هـواداران حـزب تـوده) در شـوروي ؛


دکتر عطا صفوی ـ این عضو (یا هوادار) حزب کمونیست توده ایران بعد از جنگ دوم جهانی، با داشتن باورهای سیاسی و درگیری با ماموران امنیتی آن زمان، در اوان جوانی با چند تن از دوستانش از قائم شهر (شاهی) به اتحاد جماهیر شوروی رفت تا در سرزمین شوراها و مکۀ زحمتکشان جهان، به دانشکده پزشکی برود و دکتر بشود. اما ماموران شوروی، او و دوسنش را دستگیر کردند و به زندان فرستادند. آنها نخست به دو سال زندان با کار سخت در کورۀ آجرپزی “عشق آباد” در دمای چهل درجه محکوم شدند ولی دادگاههای استالینی پس از چندی آنها را به اتهام جاسوسی برای ایران و آمریکا دوباره محاکمه کردند و به ۲۵ سال زندان در اردوگاههای کار اجباری (بردگی) در سیبری محکوم شدند ولی سپس به ۱۰ سال زندان کاهش داده شد. صفوی می گوید بارها و بارها کوشیده بود تا ماموران اطلاعاتی شوروی را به توده ای بودن و وفادار بودن به سیستم سوسیالیستی متقاعد کند، اما گوش شنوایی وجود نداشت: “زیرا آنها برده می خواستند، برده…”! عطا پس از آن روزهای تلخ بردگی در معدن زغال سنگ زنده ماند و پس از مرگ استالین، از او اعاده حیثیت شد و آزاد شد. او به شهر سیمچان در نزدیکی همان اردوگاه منتقل شد. او توانست بعد از یکسال کارهای سخت، پولی برای بازگشت خود اندوزد و توانست به شهر دوشنبه برود و در دانشگاه آن شهر به رشتۀ پزشکی وارد شود و پایان نامۀ پزشکی (جراح ـ کارد پزشک) خود را دریافت کند. وی چندین دهه در تاجیکستان بکار پزشکی پرداخت و سرانجام به ایران رفت ولی در ایران نیز با نابرابرها روبرو گشت و پس از چندی مجبور به کشور کانادا رفت و در همانجا نیز چشم از جهان بربست. از او کتابی بجا مانده است که “در ماگادان کسی پیر نمی شود” نام دارد. در بخشی از آن کتاب چنین آمده است:؛

“در نظام استالینی هر چه استعداد پلید در ذات بشر بود در مورد ما به کار می بستند. دست این انسان های وحشی تر از حیوان برای شکنجه روحی و روانی به تمام معنی باز بود تا استعداد خود را برای کشف و اجرای شکنجه های روحی و روانی هر چه وحشیانه تر بر سر میلیونها زندانی بیازمایند. در آستانه ۷۸ سالگی از قلم و توان من خارج است که آنچه را دیدم و کشیدم به قلم آورم. هر طور بود با مرگ مبارزه کردیم و زنده ماندیم که آزاد شویم، به وطن برگردیم و سرگذشت شوم خود را به مردم خود و به جوانان خود شرح دهیم تا آن اشتباهات ما را تکرار نکنند.”؛

Share It!Share on Google+Tweet about this on TwitterShare on FacebookShare on StumbleUponPin on PinterestShare on LinkedInEmail this to someone

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Human Test-Spam Prevention * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.