سوال و جواب فني از پسر و پدر

!
فکر می کنم این قطعه از کتاب “آسمون و ریسمون” نوشته ایرج پزشکزاد نویسنده کتاب معروف دائی جان ناپلئون” باشد:
از بابا پرسيدم بچه چه جوری مياد توی شکم مامانش ؟ بابا کمی فکر کرد. بعد گفت بيا بريم توی حياط. به حياط رفتيم بابا يکی از بته های گل سرخ رو نشون داد و گفت- اين بته اول يک تخم کوچيک بوده. بعد اين تخم رو تو زمين کاشتيم. بعد بهش آب داديم و بعد از مدتی بزرگ شد و حالا شده اين بته بزرگ که می بينی. منم تخم تو رو توی شکم مامانت کاشتم و بعد تو آمدی…
-با دست کاشتی يا با بيلچه ؟
بابا کمی رنگ به رنگ شد و گفت- با يک جور بيلچه مخصوص
– پای من آب هم دادی ؟-آره٬ آب هم دادم
– با آب پاش دادی يا با شلنگ ؟
بابا نگاه تندی به من کرد.چرا عصبانی شده بود ؟ ولي من بايد بدونم
– با شلنگ پسرم
– بابا ٬ خودتون آب دادين يا مش رضا باغبون؟
بابا يک دفعه برگشت و يک چک زد تو گوشم و گفت- برو گمشو پدر سوخته كره خر

Share It!Share on Google+Tweet about this on TwitterShare on FacebookShare on StumbleUponPin on PinterestShare on LinkedInEmail this to someone

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Human Test-Spam Prevention * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.