خدایان تشنه‌اند? Les Dieux ont soif !?

Subject: Fwd: Fw: برنامه دو زبانه رادیو فرانسه روزهای جمعه

Très intéressant mais trop long pour être traduit en anglais mais il en aurait valu la peine
The gods are thirsty!
Very interesting but too long to be translated into English but it would have been worth

acid
نوشتۀ علیرضا مناف زاده
“اگر معنویت آن است که کسانی به این نام بر جان و مال آدمیان چیره شوند؛ خویشتن را نمایندگان خدا بر روی زمین بینگارند و با این عنوان دست به آزار و شکنجۀ دیگران و تجاوز به زنان و دختران بزنند؛ عقیده‌ای جز عقیدۀ خود را برنتابند و باکی از کشتار دگراندیشان نداشته باشند، همان به که جهان از چنین معنویتی تهی باشد.”
“…Mieux vaut que le monde soit vidé d’une « spiritualité » au nom de laquelle on s’empare du pouvoir pour faire régner la terreur, emprisonner et torturer les innocents, violer les femmes, défigurer les filles « mal-voilées » à l’acide et faire disparaître sans crier gare les réfractaires aux restrictions que l’on impose au nom de je ne sais quel Dieu !”
–––––––––––––––––––––––––––––
شنوندگان عزیز، سلام!
Chers Auditeurs, Bonsoir !
جملۀ معروفی را به آندره مالرو نسبت می‌دهند که گویا خود چند بار آن را تکذیب کرده است. آن جمله این است: قرن بیست و یکم یا قرن معنویت خواهد بود و یا اصلاً وجود نخواهد داشت. این جمله را مالرو در جایی ننوشته است، اما کسانی مدعی‌اند که آن را از دهان او شنیده‌اند. حتی می‌گویند که مالرو به جای «قرن معنویت» اصطلاح «قرن دینی» به کار برده است. البته مالرو سخنی کم و بیش با همین مضمون گفته است و شاید آنچه به او نسبت می‌دهند، نقل به معنی سخن اصلی او باشد که در آن وظیفۀ قرن بیست و یکم را بازگرداندن خدایان به جهان دانسته است. بی‌شک، منظور مالرو روی آوردن دوبارۀ مردم به ویژه غربیان به ارزش‌های دینی بوده است نه آن چیزی که امروز در میان مسلمانان می‌بینیم. به عبارت دیگر، قصد مالرو هرگز این نبوده است که دین‌ها وارد میدان سیاست شوند و سیاست پیشگانی به نام دین اختیار جان و مال مردم را در دست بگیرند.
On attribue à André MALRAUX une phrase bien qu’il l’ait démentie plusieurs fois. Cette phrase est celle-ci : « Le siècle prochain sera religieux ou ne sera pas ». Différents témoins dont André FROSSARD, ont affirmé l’avoir entendue de sa bouche. Elle pourrait aussi être une citation non littérale de ce propos authentique : « Je pense que la tâche du prochain siècle, en face de la plus terrible menace qu’ait connue l’humanité, va être d’y réintégrer les dieux». En prononçant ce propos, André MALRAUX n’envisageait certainement pas la réalité déplorable à laquelle nous assistons aujourd’hui dans la plupart des pays musulmans. Il prévoyait probablement une réhabilitation de valeurs morales issues des enseignements religieux et cela plutôt dans les pays occidentaux.
جملۀ منسوب به آندره مالرو را سال‌هاست اسلامگرایان برای توجیه اسلام سیاسی تکرار می‌کنند، هرچند می‌دانند که منظور مالرو چیز دیگری بوده است و اگر او امروز زنده ‌بود، بی‌شک بیزاری‌اش را از همۀ این آزادی‌‌کشی‌ها و زورگویی‌ها ‌و آدم‌کشی‌هایی که اسلامگرایان ریز و درشت به نام دین می‌کنند، آشکار می‌کرد. سخن مالرو هر بازتابی در میان اسلامگرایان داشته باشد، این را به یقین می‌توان گفت که او هرگز آرزومند ظهور جنبش‌های اسلامگرا نبوده است. اما مشکل این است که بازگرداندن خدایان به جامعه‌های غربی نیز به گونه‌ای که مالرو می‌خواست، جامۀ عمل نپوشیده است. درست است که در قیاس با قرن بیستم، گرایش غربیان به ادیان فزونی گرفته است، اما با درآمدن خدایانِ ناآشنا و غریب به سرزمین‌های غربی، به نوعی جنگ خدایان نیز در این سرزمین‌ها آغاز شده است.
André MALRAUX n’était sûrement pas en mesure de prévoir la façon dont les hommes seraient amenés à réintégrer les dieux dans leur quotidien. Il faut admettre que par rapport au siècle dernier, les hommes d’aujourd’hui semblent plus enclins à la spiritualité. Cela montre bien que le propos de MALRAUX émanait d’une constatation qui n’était apparemment pas sans fondement. Mais ce qui est inquiétant à l’heure actuelle est que la réintégration des dieux dans les sociétés, aussi bien occidentales qu’orientales, semble avoir des conséquences hasardeuses voire compromettantes. On voit apparaître non seulement en Orient mais aussi en Occident des guerriers de Dieu qui se mobilisent et se battent pour faire advenir la loi divine, telle qu’elle a été formulée une fois pour toutes dans le Livre saint.
آندره مالرو نمی‌توانست پیش‌بینی کند که مجاهدان خدا برای حاکم کردن شریعت الهی بر جامعه‌ها این چنین به پا خیزند و بی‌دینان یا حتی معتقدان به دین‌های دیگر را دشمن بدارند و سد راه بازگشت خدا به جهان بپندارند. آنگاه چنین بی‌رحمانه کمر به نابودی آنان بربندند. مورخانِ جنگ‌های دینی همانندی‌های زیادی میان رفتار اسلامگرایان امروز و سپاهیان جنگ‌های صلیبی می‌بینند. آنان نیز مانند داعشی‌ها هنگامی که شهری را می‌گشودند، دست به کشتار «ناپاکان» و «شیاطین» می‌زدند. کشتار “سن بارتِلمی” در اوت 1572 در فرانسه, یکی از سیاه‌ترین و دلگدازترین رویداد‌های تاریخ بشر است. دربارۀ شمار قربانیان آن کشتار، به سبب از میان رفتن اسناد، مورخان همرای نیستند. اما پژوهش‌های جدید شمار کشته شدگان را در سراسر فرانسه میان پنج هزار تا سی هزار تخمین می‌زنند. امروز در سوریه و عراق ده‌ها هزار مرد جنگی خویشتن را مجاهد خدا می‌نامند و حاضرند دینداران دیگر را که اغلب مسلمان نیز هستند، از دم تیغ بگذرانند. به گفتۀ یکی از ناظران فرانسوی، با توجه به رحمی‌هایی که تاکنون از داعشی‌ها دیده شده است، دور نیست که شاهد سن بارتِلمی‌های دیگری در آن منطقه باشیم.
Ce que l’on voit actuellement dans le monde, du moins dans de nombreux pays musulmans, est sans aucun doute très éloigné du propos de MALRAUX. Cela étant dit, il semble qu’en formulant ce propos, l’écrivain français a oublié de penser à la guerre des divinités. Les dieux ne se sont jamais supporté les uns les autres. Comment pourrions-nous les réintégrer et les faire cohabiter ? Dans La Tentation de l’Occident, André MALRAUX avait déjà écrit : « Dieu a été détruit. L’homme ne trouve que la mort ». Mais le problème est que la résurrection des dieux ne semble pas épargner l’homme. Lors de la Saint-Barthélemy en 1572, on traçait dans la ville des parcours sanglants pour montrer à Dieu qu’une ville lui revenait. Et bien oui, tous les guerriers de Dieu se ressemblent. Avec la montée de l’organisation de l’État islamique et ses crimes abominables, nous assistons à l’émergence de guerriers de Dieu qui nous préparent des Saint-Barthélemy dans cette région du monde.
در سن بارتِلمی کاتولیک‌ها بودند که پروتستان‌ها را کشتار کردند، اما فراموش نکنیم که سه دهه‌ای پیش از آن، ژان کالونِ پروتستان نیز با برپا کردن حکومتی دینی در ژنو، سالیان دراز ترس و وحشت بر مردم آن شهر حاکم کرد؛ میشل سِروه، کلام‌شناس و پزشک بزرگ اسپانیایی، را در آتش سوزاند و کسان بسیاری را که با معیارها و اصول مکتب او نمی‌اندیشیدند، سر به نیست کرد. امروز شیعیان در شمار قربانیان داعش‌اند. اما مگر جز این است که حکومت شیعی بغداد پس از سقوط صدام با سرکوب سنیان و کوتاه کردن دست آنان از دستگاه حکومتِ عراق به سهم خود سبب‌ساز پدید آمدن داعش شد. حکومت شیعی ایران از همان آغاز، مخالفان سیاسی‌اش را تار و مار کرد؛ هزاران زندانی بی‌دفاع سیاسی را در تابستان 1367 به جوخۀ اعدام سپرد؛ مخالفان سیاسی‌اش را در خارج و داخل کشور به قتل رساند و از آزار و شکنجۀ بهاییان بازنایستاد. روزی نیست که خبر اعدام، تیغ‌کشی و اسیدپاشی بر چهرۀ دختران جوان ایرانی به دست متعصبی شیعی به گوش جهانیان نرسد.
Les donneurs d’ordre et les auteurs du massacre des protestants lors de la Saint-Barthélemy en 1572 étaient de confession catholique, mais il faut avoir à l’esprit que trois décennies avant cet événement tragique, Jean CALVIN, théologien protestant, instaura pour sa part un effroyable gouvernement religieux à Genève dont un des actes les plus abjects fut l’arrestation et la condamnation à mort de Michel SERVET, théologien et médecin espagnol, pour hérésie qui fut brûlé vif au pied de la colline de Champel en octobre 1553.
Le gouvernement de CALVIN extermina tant d’autres dont le délit n’était que de penser autrement que leur dictait CALVIN et ses disciples. Aujourd’hui, l’organisation sunnite de “l’État islamique en Irak et au Levant” [“Dâèch”] traque les chiites partout dans le monde, mais on oublie souvent que le gouvernement chiite en Irak a une lourde responsabilité dans la naissance de cette organisation impitoyable. Car dès son accession au pouvoir après la chute de SADDAM, il n’a pas hésité à chasser par tous les moyens les sunnites de l’appareil d’État et de l’Administration du pays.
اگر معنویت آن است که کسانی به این نام بر جان و مال آدمیان چیره شوند؛ خویشتن را نمایندگان خدا بر روی زمین بینگارند و با این عنوان دست به آزار و شکنجۀ دیگران و تجاوز به زنان و دختران بزنند؛ عقیده‌ای جز عقیدۀ خود را برنتابند و باکی از کشتار دگراندیشان نداشته باشند، همان به که جهان از چنین معنویتی تهی باشد. ایمان امری وجدانی است و معنویت سیر و سلوک فردی است. خدایان را نیازی نیست که کسانی میانجی آنان با بندگانشان باشند. بگذارید خدایان در خلوت خود بیاسایند و از آنان برای ادارۀ امور جامعه‌های انسانی طلب یاری نکنید!
La spiritualité est un cheminement intérieur dont l’accomplissement appartient à chaque individu, de même que la foi est une affaire de conscience individuelle. André MALRAUX avait probablement une telle conception de la spiritualité quand il parlait de la résurrection des dieux. Mieux vaut que le monde soit vidé d’une « spiritualité » au nom de laquelle on s’empare du pouvoir pour faire régner la terreur, emprisonner et torturer les innocents, violer les femmes, défigurer les filles « mal-voilées » à l’acide et faire disparaître sans crier gare les réfractaires aux restrictions que l’on impose au nom de je ne sais quel Dieu !

Share It!Share on Google+Tweet about this on TwitterShare on FacebookShare on StumbleUponPin on PinterestShare on LinkedInEmail this to someone

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Human Test-Spam Prevention * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.