“ایران: مرد پروژه 111 ” کیست ؟

روزنامه های امروز چاپ پاریس، در صفحات نخست خود باز هم به سخنان یکشنبه شب نیکلا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه، پرداخته اند.

روزنامه فیگارو، طرفدار راستی ها، می گوید که سارکوزی مواضعی را که می خواهد به هنگام از مبارزات انتخاباتی بگیرد در سر پرورانده، اما دنبال ضرب آهنگی مناسب برای مطرح کردنشان طی دو سه هفته ای می گردد که به اعلام کاندیداتوری او مانده است.
لیبراسیون دو عکس سارکوزی را یکی در حال خنده در سال 2007 به شکل واژگون و دیگری در سال 2012 با چهر ه ای اخمو در صفحه نخست خود چاپ کرده در کنار اولی شعار انتخابات سال 2007 ” برای در آمد بیشتر، بیشتر کار کنید» را قرار داده و در کنار عکس امسال “کمتر کار کنید و کمتر در آمد داشته باشید” .
این روزنامه سپس نکات مهم سخنان سارکوزی را شکافته در برابر آن ضد و نقیض گوئی های وی و تحریف واقعیت ها را قرار می دهد.

روزنامه لوموند دومقاله یکی در مورد افغانستان و دیگری در مورد ایران منتشر کرده که در پیوند با افغانستان بر این تأکید می کند که حامد کرزأی می خواهد در روند صلح افغانستان نقش داشته باشد و از این رو می گوید میخواهد با طالبان در عربستان سعودی مذاکره کند و نه در قطر.
این روزنامه در صفحه بزرگی که به ایران اختصاص داده تصویر سیاه و سفید مردی را چاپ کرده که موشک و نیروگاه اتمی از مغزش بیرون می ریزد. لوموندزیر تیتر درشت خود : “ایران: مرد پروژه 111 ” می نویسد : محسن فخری زاده، 50 ساله، مدت ده سال است که ریاست نامرئی برنامه اتمی نظامی ایران را بر عهده دارد، هیچ عکسی از او در اختیار نیست و کارشناسان آژانس بین المللی انرژی اتمی او را ندیده اند.
این کارشناس فیزیک هسته ای که از دل پاسداران برخاسته، همه سلسله مراتب ساخت کلاهک اتمی را نظارت کرده است. طبیعی است که هویت او پنهان نگداشته شود چرا که ایران به شدت هدف ساختن بمب اتمی را نفی می کند. باز هم از این روست که “موساد” یا سرویس های امنیتی اسرائیل، او را درصدر هدف های خود قرار داده اند.
در واقع محسن فخری زاده در دفتر خود که به دلیل قرار داشتن در خیابان ارکیده تهران، ارکیده نام گرفته، از سال 2000 تا 2003 “پروژه 111” را که هدفش ساختن کلاهک های اتمی است، رهبری می کرده است. گفتنی است که پروژه مخفی اتمی ایران تا آن زمان “آماد” خوانده می شد. اما از سالهای 2003 و 2004 ، او ناچار شد گروه های داشمندان در اختیار خود را برای محافظت هر چه بیشتر آنان، در دانشگاههای مختلف پراکنده سازد. پس از آن پروژه نام “سادات” را بر خود گرفت.
لوموند می نویسد : اهمیت نقش محسن فخری زاده و نیز پنهان نگه داشتن وی، “ماجرای “رابرت اوپن هایمر” را به یاد می آورد که در سالهای 40، در کویر “مکزیک نو”، در پایگاه “لوس آلاموس” همراه با دستیارانش، بمب اتمی پروژه “منهتن” را می ساخت.
روزنامه هومانیته مطلبی را به زیر پرسش رفتن سر فرماندهی نیروهای فرانسوی در افغانستان، اختصاص داده می نویسد : دادگاه تجدید نظر پاریس اجازه آغاز تحقیقات پیرامون شرایط حمله غافلگیرانه “اوزبین”، در نزدیکی کابل را داد که در آن 10 سرباز فرانسوی در سال 2008 کشته شدند.
هومانیته می نویسد : در این حمله غافلگیرانه، این فرانسویان یا به ضرب گلوله و یا به ضرب سلاح سرد و یکی دیگر از آنها در تصادف با یک خود رو کشته شدند. ماجرائی مبهم که مقامات سر فرماندهی نیروهای فرانسوی نخواستند چندان در موردش سخنوری کنند.
اما دیری نپائید که توضیحات رسمی زیر پرسش رفت و بحث برانگیخت. شماری گفتند که این نظامیان فرانسوی بدون خبرگیری کافی از توانائی و موقعیت دشمن ونیز بدون مهمات لازم، به یک مأموریت غیر فوری فرستاده شده اند. دستگاه قضائی بر این باور است که فرستادن سربازان به صحنه جنگ به معنای در خطر گذاشتن جان آنان نیست و در نتیجه دستور آغاز تحقیقات را با اتهام “کشتن بدون قصد قبلی” داد که افسران ارشد را دربر می گیرد. این پرونده می تواند پرونده های قضائی دیگر را در مورد کشته شدن سربازان فرانسوی در افغانستان به دنبال داشته باشد چراکه تا کنون شکایاتی هم در این مورد انجام گرفته است.

و اما سوریه که هنوز در صدر خبرهای مهم جهان قرار دارد طبیعتأ توجه همه روزنامه های به خود جلب کرده است .

فیگارو از فشار سازمان ملل متحد برای کشیدن روسیه به جمع مخالفان حکومت بشار اسد سخن می گوید و می نویسد : در نبود پیشرفت دیپلماتیک بر سر تنش در سوریه به دلیل موضع روسیه، طرح قطعنامه مشترک غرب و اتحادیه عرب که دیروز توسط مراکش ارائه گردید، گشایش کوچکی به شمار می آید. از این روست که آلن ژوپه، وزیر امور خارجه فرانسه، همراه با همکاران انگلیسی و آلمانی اش، تصمیم گرفتند تا آنجائی که ممکن است کار تصویب آن را جلو بیاندازند. قطعنامه ای که خشونت های اعمال شده در سوریه را محکوم کرده خواستار گفتگوهای سیاسی برای برون رفت از تنش این کشور با سپردن قدرت به دست معاون بشار اسد و آغاز گفتگو با اپوزیسیون می شود.
فیگارو دلایل این گشایش کوچک را برمی شمرد که یکی بالا گرفتن سرکوب و نا ممکن ساختن بی تفاوتی در برابر آن و دیگری نبود برنامه دخالت نظامی در سوریه به سان آن چه در لیبی گذشت.
در نتیجه، افزون برتماس های همه جانبه با مقامات روسی، وزیر امور خارجه این کشور دیروز گفت پاسخ مثبتی از دمشق برای آغاز گفتگو با اپوزیسیون در مسکو دریافت کرده است. این درحالی است که رهبر شورای ملی سوریه هر گونه مذاکره ای را پیش از رفتن بشار اسد رد می کند.
لیبراسیون نیز به همین نکته اشاره کرده می نویسد : پکن در حال تردید است و روسیه نمی خواهد تنها کسی باشد که جلوی این قطعنامه را می گیرد.
از این رو، دیروز پیشنهاد میانجیگری نمود اما درعین حال متن قطعنامه را نامتعادل خواند و گفت یک چنین قطعنامه ای راه هر گونه دخالت در امور داخلی سوریه را باز می کند.
روسیه با گرفتن این موضع سخت خود تاکنون شاید از این بیم دارد که با موفقیت جنبش دمکراتیک در سوریه، روس های مخالف پوتین هم که هر روز شمارشمان بیشتر می شود، رژیم او و تقلب هایش را نشان گیرند.

نوشتۀ شهلا رستمی

Source Doc    http://www.1001harf.com/W3/archives/2837#comment-112